اسکندر کبیر / اسكندر گجستک (ملعون)


این شماره از مجله را خریداری کنید
این شماره از مجله را خریداری کنید

 

اسکندر مقدونی20 ژوئيه‌ي 356 ق.م ـ 10 ژوئن 323 ق. م

 

اسکندر پسر فیلیپ دوم مقدونی، با آنکه تنها 33 سال زیست توانست بزرگ‌ترین امپراتوری تاریخ را از مصر تا هند بر پا کند و شاید تنها پیروزی مهم را در تاریخ جنگ‌های ایران باستان با روم و یونان نصیب اروپاییان کند. آموزگارش ارسطو، فیلسوف بزرگ یونان، بود. در سال 240 ق.م فیلیپ برای فرونشاندن شورشی عازم نبرد شد و اسکندر در مقام نایب‌السلطنه‌ی مقدونیه، شورش اهالی شمال مقدونیه را سرکوب کرد. شش سال بعد پدرش را ترور کردند و او به مقام پادشاهی رسید.

او نخست شورش‌های محلی را سرکوب کرد و سپس به تصرف مصر پرداخت. در آن کشور، شهر اسکندریه را بنا نهاد که بعدها به یکی از ثروتمندترین و تأثیرگذارترین شهرهای تاریخ مبدل شد و نیز یکی از مراکز فرهنگی تمدن غرب. اسکندر بلافاصله و با پشتیبانی یونانیان به سمت سوریه‌ی امروزی و بابِل (مرزهای امپراتوری هخامنشی) حمله برد و بعد از چند جنگ مهم داریوش سوم را نیز شکست داد و قدرتمندترین امپراتوری زمانه‌ی خود را از میان برد. وی نخست به شوش حمله برد و صرفاً به غارت غنايم بسنده کرد، اما در تخت‌جمشید شهر نیز به آتش کشیده شد که اعتقاد بسیاری بر این است این حریق نه تصادفی که به‌سبب انتقام به آتش کشیدن آتن توسط ایرانیان بوده. اسکندر سپس به فتح افغانستان و ساتراپ‌نشین سغدیه و هند پرداخت، اما سربازانش از هند فراتر نرفتند. در سال 323 اسکندر به بابل بازگشت و ناگهان بیمار شد و مُرد. دلیل مرگ او نامعلوم است و برخی به مسموم‌ کردنش نظر دارند.

اسکندر تلاش زیادی کرد تا به‌نوعی فرهنگ قدرتمند کشورهای آسیایی را، به‌ویژه ایران، با فرهنگ
یونانی ‌ـ‌ مقدونی تلفیق کند؛ ازاین‌رو بسیاری از آداب دربار ایرانیان، من‌جمله دست‌بوسی و شیوه‌ی پوشاک و حکومتداری را اقتباس کرد و نیز بسیاری از سرداران خود را واداشت با زنان اشرافی ایرانی ازدواج کنند؛ حتا خود وی با رکسانا یا روشنک، دختر حاکم ساتراپ‌نشین باکتریا ازدواج کرد. این تصمیمات، چندان به مذاق سربازان مقدونی و یونانی خوش نیامد که منجر به شورش‌هایی بی‌حاصل نیز شد. او حتا برای اجرای این خیال خود قصد داشت مردمان بسیاری را از آسیا به سمت یونان و بالعکس نیز مهاجرت دهد که در این راه چندان موفق نشد.

او به‌ویژه در اروپا قهرمان شمرده می‌شود و در کشورهای خاور میانه و آسیای مرکزی شخصیت او با شخصیت اساطیری ذوالقرنین درآمیخت و افسانه‌های بسیاری پیرامونش ساختند. با این همه، در ایران باستان به گجستک یا ملعون مشهور شد که امپراتوری عظیمشان را برانداخت و اوستا را نابود کرد و تخت‌جمشید را به آتش کشید. از سوی دیگر نفرت ایرانیان از او موجب شد نپذیرند فردی غیرایرانی حکومت آنان را براندازد و از این رو در فولکلور ایرانیان باستان افسانه‌هایی پیرامون او پرداختند که او برادر ناتنی دارا (داریوش سوم) بود و پدری ایرانی داشت. نفرت ایرانیان از او و مقایسه‌‌ي اعمالش با اتفاقاتی چون یورش اعراب و مغول‌ها باعث شد کسانی در ایران تا آنجا پیش بروند که بالکل وجود شخصی به این نام را انکار کنند و او را دروغی ساخته‌ی اروپاییان و یونانیان بدانند که این فرضیه نزد محققان آکادمیک به‌هیچ عنوان طرفدار ندارد. نبردهای مهم اسکندر عبارتست از نبرد گرانیکوس (334 ق.م. در غرب ترکیه‌ی امروزی برضد ساتراپ‌های پارسی)، نبرد ایسوس (333 ق.م. برضد شاهنشاه ایران، داریوش سوم)، نبرد گوگمل (331 ق.م. (شمال عراق) مجدداً برضد داریوش سوم)، نبرد هیداسپس (326 ق.م. (پاکستان امروزی) برضد راجا پورو).

برای اطلاعات بیشتر در مورد اسکندر و ارتباط آن با ذوالقرنین به مطلب «اسکندر» در بخش «چارسوق، گوهران: فرهنگ نمادها، افسانه‌ها، اساطير» نوشته‌ی دکتر مجدالدین کیوانی، مراجعه کنید.